web 2.0

۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

فاصله‏ی فاصله‏ها

امروز آقای محمدرضا شفیعی مشاور فیلمنامه سریال فاصله ها در برنامه سینما گلخانه داشت از فیلمش و مجموعش دفاع می کرد. ایشون حرف های زیادی زدند و یاوه های بسیاری رو به نام پاسخ به خورد ما دادند. ولی از همه اینها گذشته، من می خوام به یکیش اشاره کنم که خیلی برام جالب و در عین حال شاخ درآر بود.


مجری برنامه گفت خیلی ها از جمله خودش معتقدند که این سریال شعارزدست و دائما داشت شعار پخش می کرد. جواب ایشون یک مقداری در صحرای کربلا و یک مقداری در افکار غلط و در پیتیشون میگذره که لازمه برای توضیحش ابتدا یک مقدمه رو  بسرایم.


بهتره اول ببینیم شعار به چی میگن. شعار یک جمله، گروه کلمات یا حتی یک کلمه است که برای بیان نیت، هدف، انگیزه، راه و روش و اصول یک فرد، گروه یا سازمان به کار میره. شعار رو میشه روی درو دیوار یک ایستگاه قطار وسط یک بیابون، یا حتی روی برج میلاد تهران هم نوشت.


شعار رو معمولا به این دلیل بکار می برند که خودشون رو معرفی کنند و مرامشون رو بشناسونند. به همین دلیل معمولا شعار دهنده ها در جایی بیشتر فعالند که بیشتر مخاطب و شنونده داشته باشه. مثلا شعار نوشتن در دیوار ایستگاه قطار در بیابون کمتر اهمیت و اولویت داره تا در برج میلاد یا آزادی.


ربط این مقدمه به سخنان گهربار آقای شفیعی اینه که ایشون در جواب مجری گفتند شعار زدگی در جایی هست که میخوان صدایی رو که شنونده ای نداره به زور براش شنونده درست کنند. ایشون درست برعکس فلسفه شعار، شعار رو تعریف کردند. ایشون گفتند که معمولا کسی شعار میده و داد میزنه که دیگران بهش توجه نمیکنند. منظورشون هم این بود که ما چون سریالمون پر مخاطب بوده، پس از این اتهام به دوریم.


خیر آقاجان. شما دقیقا در تعریف شعار می گنجید. شما دقیقا یک سری مفاهیم رو خواستید از طریق یک رسانه که گیرنده زیادی داره انتقال بدید. شما درست روی برج میلاد و آزادی شروع به نوشتن اصول و اعتقاداتتون کردید. طوری از رابطه دختر و پسر حرف زدید که انگار تابحال نه دیدید و نه شنیدید. مخاطب زیاد هم نه به دلیل جذابیت فیلمتون بوده، بلکه خیلیا مثل من از شدت چرندی و مسخرگی نگاهش می کردیم. من شخصا هدفم این بود که ببینم یک فیلم با اینهمه بی مایگی، چطور ادامه پیدا می کنه.


در کشور کمونیسم زده و بدبخت کره شمالی هم مردم دچار شعار زدگی هستند. روی در و دیوارش قدم به قدم نوشته شده که نابودی امپریالیسم و امریکا نزدیکه و کشور کره در حال قدرتمند شدنه. در حالیکه شهرونداش از بیرون کشور خبر ندارند و کالای خارجی اونجا وجود نداره. اونجا هم مردمش مجبورن وقتی دیکتاتور بزرگ "کیم جونگ ایل" سخنرانی داره، به صورت میلیونی شرکت کنند. اونجایی که مردمش حق ندارند در خیابون موبایل دوربین دار همراه داشته باشند، و سرمربی تیم ملیشون رو به بهانه ناکامی در جام جهانی به کار اجباری در معدن محکوم می کنند و تازه یارو خوشحاله که اعدام نشده، با اینکه شنونده میلیونی وجود داره، ولی باز هم شعار و شعارزدگی وجود داره و این بی سوادی و نادونی شما رو در زمینه تعریف شعار میرسونه.


متاسفانه مجریان ما در ایران هم که یا ببو هستند، یا اگر هم مثل فرزاد حسنی چیزی بارشونه، خفخون گرفتند و جواب نمیدند. این مجری اگه سواد و آگاهی کافی داشت میتونست با دو سه تا سوال و چالش، آقای شفیعی رو میخکوب کنه تا بفهمه که در هر جایی نمیشه همینطور کیلویی و شکمی اظهار فضل کرد.



0 دیدگاه‏ها:

ارسال یک نظر

گزینه «نام/آدرس اینترنتی» رو انتخاب کنید و نظرتون رو بدون نام نفرستید.

برای اشتراک در نظرات، لطفاً روی گزینه «اشتراک با ایمیل» کلیک کنید.