تصور کنید روی صندلی جلوی تاکسی نشستید و پشت سرتون یک مرد میانسال با همسرش دو نفری صندلی عقب رو گرفتند. این آقا هم داره با موبایلش زنگ های مونوفونیک مسخره ای رو که داره، با صدای بلند چک میکنه که کدوم رو انتخاب کنه. زنش که حتما راحته، راننده هم که در اون ترافیک وحشتناک تهران نگران تصادف نکردنشه و حواسش نیست. شمایید که دارید از این موضوع آزار می بینید. چکار می کنید؟
وضعیت من طوری بود که به دلیل روحیه معترض و فریادگرم تمایل داشتم به یارو بگم که آقا جان، اون ماسماسک رو خفه کن. از یه طرف هم دوست داشتم برای اثبات تحمل بالای خودم، ساکت بمونم و تمرین کنم تا صبرم زیاد بشه. برای این تمرین ها، باید منتظر همینجور موقعیت ها بود وگرنه نمیشه چنین هدفی رو بهش رسید. بنابر این من در یک تناقض خودساخته گرفتار شدم. شما بودید چکار می کردید؟
وضعیت من طوری بود که به دلیل روحیه معترض و فریادگرم تمایل داشتم به یارو بگم که آقا جان، اون ماسماسک رو خفه کن. از یه طرف هم دوست داشتم برای اثبات تحمل بالای خودم، ساکت بمونم و تمرین کنم تا صبرم زیاد بشه. برای این تمرین ها، باید منتظر همینجور موقعیت ها بود وگرنه نمیشه چنین هدفی رو بهش رسید. بنابر این من در یک تناقض خودساخته گرفتار شدم. شما بودید چکار می کردید؟
3 دیدگاهها:
ای جان.
من اگه بودم ، تا حدودی تحمل میکردم و بعد از در شوخی و خنده وارد میشدم و میگفتم مدل گوشیتون چیه؟ چقدر صداش بلنده! چرا از این گوشیهای جدید که ارزون هم هستن استفاده نمیکنین و اینطوری لاأقل محیط مونو فونیک رو تبدیل به مباحثه میکردم و اگه راه میداد بحث رو هم پاس میدادم به راننده و خودم تکیه میدادم و به تفکرات خودم میرسیدم.
به به. کارت درسته حاجی. روش خوبی بود.
فدا دادا سینا
ارسال یک نظر
گزینه «نام/آدرس اینترنتی» رو انتخاب کنید و نظرتون رو بدون نام نفرستید.
برای اشتراک در نظرات، لطفاً روی گزینه «اشتراک با ایمیل» کلیک کنید.