تیم ملی آلمان در جام 2010 همه رو 4 تایی می کنه. اول استرالیا رو 4 تا می زنه و ما رو شاد می کنه، بعد البته از صربستان یکی می خوره تا به خودش بیاد، بعد از اون غنا رو یک هیچ می بره تا دوتایی برن به مرحله بعدی. در یک هشتم نهایی با انگلیسی روبرو میشه که رونی و جرارد و لمپارد و جو کول رو داره که هر کدومشون به اندازه تمام بازیکن های آلمانی شهرت و تجربه دارند. ولی در اون بازی آلمان 4 به 1 انگلیس رو به زیبایی شکست میده. البته دروازه بان انگلیس آقای جیمز دروازه بان خوبی نیست برعکس نویر همتای آلمانیش، بعلاوه یک گل درست انگلیس گرفته نشد ولی خب تمام اینها نمیتونه سرپوشی برای بازی خوب آلمان باشه. خصوصا روی گل های سوم و چهارم که با ضد حمله زده شد، زیبایی و اوج کار تیمی تو چشم میزد. بارها ضد حمله هایی رو دیدیم که یکی دو نفر توپ رو به نوک میرسونند و طرف هم با کلی دویدن میزنه تو گل. ولی نحوه پخش شدن بازیکنان و بردن توپ در جاهایی که شاید به عقل بازیکنای ایرانی هم نرسه، و از اون طرف بازی بدون توپ قشنگ سایرین، عامل نتیجه دادن این ضد حمله ها هست.
بعد از اون آرژانتین با کلی دبدبه و کبکبه مقابل آلمان قرار گرفته. شاید فقط یک بازیکن به نام مسی به کل بازیکنای آلمانی بیارزه! ولی باز هم تیم هماهنگ و منظم کار خودش رو پیش میبره تا تیم پر ستاره ولی نامنظم.
آلمان سرآمد برنامه ریزی و کنترل در جهان هست. فراموش نکنیم که در جنگ دوم بین الملل درست همین عامل نظم و کار تیمی باعث شد نازی ها و هیتلر نصف دنیا رو بگیرند و 50 میلیون نفر از متفقین رو به کشتن بده. بعد از اونکه امریکا وارد جنگ میشه و جنگ به نفع متفقین تموم میشه، آلمان با خاک یکسان شده بود. من در شرکتی کار می کردم که قائم مقام اون شرکت به آلمان و ایتالیا زیاد سفر کرده بود. همینطور مدیر کارخانه در آلمان درس خونده بود. یک زمانی به من می گفت که یکی از قطعه سازان بزرگ آلمان به اون گفته که بعد از بمباران کشور (آلمان) تا یک ماه از بقایای کارخانه دود بلند میشد. ولی همون آلمان الان در صنعت و قطعه سازی در دنیا حرف اول رو میزنه.
کشوری که بعد از دو باخت سنگین در دو جنگ بزرگ با نزدیک 3 میلیون میلیون دلار تولید ناخالص ملی سومین اقتصاد دنیاست و محصولاتی مثل بنز و پورشه رو به دنیا صادر می کنه، معلومه که باید در ورزش هم حرفه ای باشه. حقیقت اینه که آرژانتین و برزیل هم که اقتصاد در حال شکوفایی دارند، ورزش و فوتبال رو از صدقه سر این کشورهای قدرمتمند دارند. از بین 23 بازیکن آرژانتینی در جام جهانی، فقط 6 تاشون در آرژانتین بازی می کنند و بقیه در کشورهای پیشرفته هستند. ولی به آلمان نگاه بکنید: فقط بوآتنگ در منچستر سیتی انگلیس هست. الباقی همه در آلمان توپ میزنند.
آلمان سرآمد برنامه ریزی هست. به طوری که در ابتدای فصل ورزشی می دونند در چه ساعت و دقیقه و ثانیه ای در چه روزی لیگ تموم میشه. شاید جاهای دیگه ای مثل لیگ برتر هم همینطور باشه، ولی انگلیسیا هرگز به اندازه آلمانی ها در امر برنامه ریزی موفق نبودند. کشوری که بنزی رو تولید می کنه که علاوه بر ابداعات و نوآوری های تکنولوژیکی، در زمینه کنترل تولید و بهره وری و برنامه ریزی هم الگوی خیلی از کمپانی هاست، و کشوری که رییس کمپانی پورشه اش میگه ما دنبال روزی هستیم که از یک موتور دو لیتری هوا خنک، بتونیم چهارصد و خورده ای اسب بخار قدرت بگیریم، باید هم اینچنین موفق و مغرور باشه.
جام جهانی جای اینهاست. جای کسانی است که از منتقد و ماله کش، همه و همه در وقت لزوم هم دل و یک صدا میشند. جای کسی هست که 4 سال پیش با انتخاب شدن به سرمربی گری برای یورو 2008 برنامه ریزی کرد و در سایه برنامه ریزی مناسب کلان ورزش کشورش، تونست تا 2008 به خوبی کار کنه و از 13 بازی، 11 تاش رو برنده باشه. در بازی فینال یورو 2008 مقابل اسپانیا بازی کرد و یک به هیچ مغلوب شد.
سرمربی آلمان گفته بود که میخواد فلسفه ای رو که به همراه یورگن کلینزمن در تیم آلمان ایجاد کردند دنبال کنه. نتیجه اش رو در تیم میبینید. آلمانیها یک فیلسوف بسیار مشهور دارند به نام فردریش نیچه که میگه: به ضعیف ها و قوی ها کاری نداشته باشید چون اونها کار خودشون رو می کنند، اونهایی که متوسط هستند رو کمک کنید تا قوی بشند. این رویه رو آلمانیا در زمینه آموزش در پیش گرفتند و در ورزش هم میبینید که به خوبی دارند باهاش نتیجه میگیرند. در اینجا کشور آلمان رو انتخاب کنید و با سایر کشورها مقایسه کنید. البته اگر با حقیقت رابطه خوبی ندارید سعی کنید نتایج ایران رو نبینید.
به هر حال باید قبول کنیم که جام جهانی جای بزرگان است. خیلی از دوستان من میگفتند ای کاش ایران هم بود. من به شدت مخالفم. ما چرا باید جای یک تیم خوب مثل ژاپن یا کره یا استرالیا رو بگیریم؟ بازیکنان خوبی داریم؟ مربی خوبی داریم؟ برنامه خوبی داریم؟ فدراسیون خوبی داریم؟ رییس فدراسیون آدمی داریم؟ رییس سازمان ورزش آدم حسابی داریم؟ معلومه که در نبرد طبیعی و انتخاب طبیعی بین بد و خوب، بد و ضعیف بطور اتوماتیک جای خودش رو به قوی میده. ما حداکثر باید در آسیا سوم چهارم باشید. شاید ناراحات بشید از این حرف ولی ارزش کار ما بیش از این نیست.
گلهای بازی آلمان - انگلیس
بعد از اون آرژانتین با کلی دبدبه و کبکبه مقابل آلمان قرار گرفته. شاید فقط یک بازیکن به نام مسی به کل بازیکنای آلمانی بیارزه! ولی باز هم تیم هماهنگ و منظم کار خودش رو پیش میبره تا تیم پر ستاره ولی نامنظم.
آلمان سرآمد برنامه ریزی و کنترل در جهان هست. فراموش نکنیم که در جنگ دوم بین الملل درست همین عامل نظم و کار تیمی باعث شد نازی ها و هیتلر نصف دنیا رو بگیرند و 50 میلیون نفر از متفقین رو به کشتن بده. بعد از اونکه امریکا وارد جنگ میشه و جنگ به نفع متفقین تموم میشه، آلمان با خاک یکسان شده بود. من در شرکتی کار می کردم که قائم مقام اون شرکت به آلمان و ایتالیا زیاد سفر کرده بود. همینطور مدیر کارخانه در آلمان درس خونده بود. یک زمانی به من می گفت که یکی از قطعه سازان بزرگ آلمان به اون گفته که بعد از بمباران کشور (آلمان) تا یک ماه از بقایای کارخانه دود بلند میشد. ولی همون آلمان الان در صنعت و قطعه سازی در دنیا حرف اول رو میزنه.
کشوری که بعد از دو باخت سنگین در دو جنگ بزرگ با نزدیک 3 میلیون میلیون دلار تولید ناخالص ملی سومین اقتصاد دنیاست و محصولاتی مثل بنز و پورشه رو به دنیا صادر می کنه، معلومه که باید در ورزش هم حرفه ای باشه. حقیقت اینه که آرژانتین و برزیل هم که اقتصاد در حال شکوفایی دارند، ورزش و فوتبال رو از صدقه سر این کشورهای قدرمتمند دارند. از بین 23 بازیکن آرژانتینی در جام جهانی، فقط 6 تاشون در آرژانتین بازی می کنند و بقیه در کشورهای پیشرفته هستند. ولی به آلمان نگاه بکنید: فقط بوآتنگ در منچستر سیتی انگلیس هست. الباقی همه در آلمان توپ میزنند.
آلمان سرآمد برنامه ریزی هست. به طوری که در ابتدای فصل ورزشی می دونند در چه ساعت و دقیقه و ثانیه ای در چه روزی لیگ تموم میشه. شاید جاهای دیگه ای مثل لیگ برتر هم همینطور باشه، ولی انگلیسیا هرگز به اندازه آلمانی ها در امر برنامه ریزی موفق نبودند. کشوری که بنزی رو تولید می کنه که علاوه بر ابداعات و نوآوری های تکنولوژیکی، در زمینه کنترل تولید و بهره وری و برنامه ریزی هم الگوی خیلی از کمپانی هاست، و کشوری که رییس کمپانی پورشه اش میگه ما دنبال روزی هستیم که از یک موتور دو لیتری هوا خنک، بتونیم چهارصد و خورده ای اسب بخار قدرت بگیریم، باید هم اینچنین موفق و مغرور باشه.
جام جهانی جای اینهاست. جای کسانی است که از منتقد و ماله کش، همه و همه در وقت لزوم هم دل و یک صدا میشند. جای کسی هست که 4 سال پیش با انتخاب شدن به سرمربی گری برای یورو 2008 برنامه ریزی کرد و در سایه برنامه ریزی مناسب کلان ورزش کشورش، تونست تا 2008 به خوبی کار کنه و از 13 بازی، 11 تاش رو برنده باشه. در بازی فینال یورو 2008 مقابل اسپانیا بازی کرد و یک به هیچ مغلوب شد.
سرمربی آلمان گفته بود که میخواد فلسفه ای رو که به همراه یورگن کلینزمن در تیم آلمان ایجاد کردند دنبال کنه. نتیجه اش رو در تیم میبینید. آلمانیها یک فیلسوف بسیار مشهور دارند به نام فردریش نیچه که میگه: به ضعیف ها و قوی ها کاری نداشته باشید چون اونها کار خودشون رو می کنند، اونهایی که متوسط هستند رو کمک کنید تا قوی بشند. این رویه رو آلمانیا در زمینه آموزش در پیش گرفتند و در ورزش هم میبینید که به خوبی دارند باهاش نتیجه میگیرند. در اینجا کشور آلمان رو انتخاب کنید و با سایر کشورها مقایسه کنید. البته اگر با حقیقت رابطه خوبی ندارید سعی کنید نتایج ایران رو نبینید.
به هر حال باید قبول کنیم که جام جهانی جای بزرگان است. خیلی از دوستان من میگفتند ای کاش ایران هم بود. من به شدت مخالفم. ما چرا باید جای یک تیم خوب مثل ژاپن یا کره یا استرالیا رو بگیریم؟ بازیکنان خوبی داریم؟ مربی خوبی داریم؟ برنامه خوبی داریم؟ فدراسیون خوبی داریم؟ رییس فدراسیون آدمی داریم؟ رییس سازمان ورزش آدم حسابی داریم؟ معلومه که در نبرد طبیعی و انتخاب طبیعی بین بد و خوب، بد و ضعیف بطور اتوماتیک جای خودش رو به قوی میده. ما حداکثر باید در آسیا سوم چهارم باشید. شاید ناراحات بشید از این حرف ولی ارزش کار ما بیش از این نیست.
0 دیدگاهها:
ارسال یک نظر
گزینه «نام/آدرس اینترنتی» رو انتخاب کنید و نظرتون رو بدون نام نفرستید.
برای اشتراک در نظرات، لطفاً روی گزینه «اشتراک با ایمیل» کلیک کنید.