web 2.0

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

حکایات رانندگی 1

اندرباب پارک کردن در پیاده رو

افسر: آقای راننده لطفا اینجا پارک نکنید ممنوعه.
راننده: یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه میخوام یه شیرینی بخرم.
افسر: به سلامتی. یه ثانیه هم باشه پارک ممنوعه لطفا حرکت کنید.
راننده: بابا شب عیدی بداخلاق نباش زود میام دیگه.
افسر: آقا اینجا محل عبور و مرور عابره. این بیچاره ها باید به خاطر شما برن از خیابون عبور کنند.
راننده: پس اینا چطور پارک کردن؟
افسر: اونام یکی مثل شما. هزار نفرم پارک کنند برای هزار و یکمین نفر حقی ایجاد نمیکنه.
راننده: بابا جای پارک نیست خب شما بگو من کجا برم؟
افسر: من چمیدونم آقا من که مسئول پارکینگ مردم نیستم.
راننده: فقط مسئول پارک نکردن مردمی؟
افسر: آقاجان بحث بیخود نکن فکر میکنی از صبح تو اولین نفری هستی که این حرفای تکراریو به من میگی؟
راننده: بابا دارم میگم زود میام دیگه. به اینا چطور گیر نمیدی که پارک کردن؟
افسر: آقا هر کسی مسئول کار خودشه. میری یا بنویسم 40 تومن؟
راننده: xxxxxxx (صدای بکسوات چرخ: خودش جریمه داره‌ها)

افسر: ای خاک توی سرتون که موقع ادعا و حرف مفت میشه، کهن ترین کشور و بزرگترین تمدن و کوروش و داریوش و آشوزرتشت و هزار فرهنگ دارید؛ ولی موقع عمل که میشه عینهو یابو هستید.

اندرباب دور زدن ممنوع

راننده: آقا دور بزنم؟
افسر: نه آقا تابلو داره.
راننده: بابا مریض دارم.
افسر: کو مریضت؟
راننده: خونه منتظرمه.
افسر: ما همه منتظریم. مریضم داشتی با چراغ گردون فقط باید دور میزدی برو آقا ترافیک ایجاد نکن.
راننده: مادر و خواهرتو xxxxxxx

راننده بعدی: جناب سروان اجازه میفرمایید دور بزنم؟
افسر: نه آقاجان ممنوعه.
راننده بعدی: مگه چی میشه؟ باید برم تا اون ته و بیام.
افسر: خودت که نمیری. ماشین میره. بفرمایید لطفا.
راننده بعدی: بابا ما بچه این محلیم. اگه قرار باشه روزی 5 بار بریم اونجا دور بزنیم که پیر میشیم.
افسر: به بچه محلی و مرام نیست که آقا. شمام یه روز میری یه محل غریب، میبینی که برای تسهیل عبور و مرور شما، ساکنین اون محل دارن مشقت میکشن.
راننده بعدی: عجب آدمای عقده ای رو میذارن افسرا...

راننده شانزدهم: جناب سروان؟ (اشاره به دور زدن با دست).
افسر: خیر.
راننده شانزدهم: چه عنق و بداخلاقی شما.
افسر: آقا برو رو اعصابا! مرد حسابی تو توی این 2 ساعت میدونی چندمین نفری؟ فکر کردی اولین نفری هستی که میخوای دور بزنی؟
راننده شانزدهم: اگه همه اونا رو میذاشتی دور بزنن الان انقدر اعصابت خورد نمیشد.
افسر: بابا شماها از رانندگی فقط گاز و کلاچ بلدین؟ نمیبینی بار مسیر مقابل چقدر سنگینه؟ واسه خاطر دور زدن تو باید سنگین ترم بشه؟ اصلا تو میتونی اینجا یه فرمون دور بزنی؟
راننده شانزدهم: xxxxxxx

افسر: ای خاک توی سرتون که موقع ادعا و حرف مفت میشه، کهن ترین کشور و بزرگترین تمدن و کوروش و داریوش و آشوزرتشت و هزار فرهنگ دارید؛ ولی موقع عمل که میشه عینهو یابو هستید.

اندرباب چراغ قرمز

 افسر: آقا مدارک لطفا.
راننده: جناب سروان حواسم نبود.
افسر: باید حواستون میبود.
راننده: جناب سروان ندیدم چراغو.
افسر: باید میدیدید.
راننده: بابا فکر کردم سبز میمونه آخه یهو قرمز شد.
افسر: آقاجان تا ابد که سبز نمیمونه. کانتر داره، قبل از قرمز شدنم زرد میشه. شما یعنی تمام اینا رو نفهمیدید؟
راننده: نه والا.
افسر: اصلا گواهینامه دارید؟
راننده: چرا چرا دارم ولی همرام نیست.
افسر: پس ماشینت باید بخوابه، 30 تومنم جریمشه.
راننده: بیا بابا دارم.

افسر: آقا چراغو رد کردین مدارک لطفا.
راننده بعدی: سرکار من قبول دارم رد کردم. ولی خداییش همه اونایی که رد میکننو جریمه میکنی؟
افسر: شما مدعی العموم هستید؟
راننده بعدی: این چه جوابیه به من میدی آقا؟
افسر: آقاجان شما مسئول کار خودتی. کس دیگه هم مسئول کار خودش. تازه، بعله جریمه میکنم اگر ببینم.
راننده بعدی: بخدا نمیکنی. هزار نفر رد میکنن در روز.
افسر: یکیشم شما. جریمه ها شده خدادتومن بازم حالیتون نیست. با علم به این مساله بازم تخلف میکنید. پس حقتونه دیگه.
راننده بعدی: من زنگ میزنم شکایت میکنم از دستت که بقیه رو جریمه نمیکنی ولی منو کردی.
افسر: عجب گیری کردیم ما از دست شماها. از یه طرف زنگ میزنید میگید عامل چهارراه x با تخلفات برخورد نمیکنه، از یه طرف میگید چرا برخورد میکنی. زنگ بزن بگو جریمم کردن اصلا.
راننده بعدی: xxxxxxx

افسر: ای خاک توی سرتون که موقع ادعا و حرف مفت میشه، کهن ترین کشور و بزرگترین تمدن و کوروش و داریوش و آشوزرتشت و هزار فرهنگ دارید؛ ولی موقع عمل که میشه عینهو یابو هستید.