web 2.0

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

تناقض سینا

تصور کنید روی صندلی جلوی تاکسی نشستید و پشت سرتون یک مرد میانسال با همسرش دو نفری صندلی عقب رو گرفتند. این آقا هم داره با موبایلش زنگ های مونوفونیک مسخره ای رو که داره، با صدای بلند چک میکنه که کدوم رو انتخاب کنه. زنش که حتما راحته، راننده هم که در اون ترافیک وحشتناک تهران نگران تصادف نکردنشه و حواسش نیست. شمایید که دارید از این موضوع آزار می بینید. چکار می کنید؟


وضعیت من طوری بود که به دلیل روحیه معترض و فریادگرم تمایل داشتم به یارو بگم که آقا جان، اون ماسماسک رو خفه کن. از یه طرف هم دوست داشتم برای اثبات تحمل بالای خودم، ساکت بمونم و تمرین کنم تا صبرم زیاد بشه. برای این تمرین ها، باید منتظر همینجور موقعیت ها بود وگرنه نمیشه چنین هدفی رو بهش رسید. بنابر این من در یک تناقض خودساخته گرفتار شدم. شما بودید چکار می کردید؟



۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

یک نمونه از فرهنگ غنی ایرانی

شبکه منوتو 1 برنامه ای داره به اسم سالی تاک (sali talk) که در اون از همه چیز و همه کس تیکه ای، حرفی، ویدئویی، صدایی چیزی گیر بیاره توش نشون میده. برنامه جالب و قشنگیه.


یکی از قسمت های جالبش اینه که از هر خواننده ای چند کار لوس و چیپ رو نشون میده. ظاهرا مردم در فیسبوک یا نمیدونم کجا رای میدن به این اجراها. چند وقت پیش، فکر کنم 3، 4 هفته پیش، کارهای لیلا فروهر رو نشون دادن. البته ناگفته نمونه که اون کارها در روزگار خودش خیلی جالب بودند ولی الان با توجه به تغییر سلیقه ها زیاد دیدنی و شنیدنی نیستند. خود خانم سالومه هم شبیه این نکته رو گفته بود.

خانم سالومه مجری برنامه سالی تاک - عکس از برگه فیسبوک manoto TV

به هر حال، هفته اول بعد از اون پخش تعداد زیادی ایمیل اومده بوده براشون که آآآی غلط کردید به لیلا فروهر توهین کردید و آآآآی چرا کارهای اونو نشون میدید و کارهای گوگوش رو نشون نمیدید و چه و چه و چه! اولا توهینی که انجام نشده بوده، مسخره هم نکرده بودند. اگر نشون دادن و پخش کردن کارهای قدیمی فروهر مسخره کردن باشه، پس خود خانم فروهر اولین کسیه که خودشو مسخره کرده چون سازنده اون کارهاست و تازه الان باید به نشانه حسن نیت و جلب اعتماد عمومی (یعنی جلب اعتماد هوادارانش) تمام کارهای قدیمیشو از سراسر دنیا جمع آوری و امحاء کنه! دوما اگر مثلا بجای فروهر کارهای گوگوش رو نشون می دادند، طرفداران گوگوش همین سوال رو می کردند و این موضوع درباره هر شخص دیگه هم صادقه.


ولی جالبش اینجاست که امشب هم بعد از اینهمه مدت، باز یک ایمیل از طرفداران فروهر در این برنامه خونده شد و عکس فتوشاپی که در اون تظاهراتی علیه شبکه منوتو ترتیب داده شده بود نشون داده شد! خیلی جالبه ما ایرانیا موقع انتقاد دکتر و پروفسور و فیلسوف و منطق دان هستیم (خودم رو عرض میکنم ها) ولی موقع عمل عقلمون اندازه یک موش خیابانی هم کار نمیکنه. پای صحبت همین طرفداران گوگوش که خونشون به جوش اومده از توهین برنامه سالی تاک اگه بنشینید، به احتمال بسیار قوی تئوری ها و فلسفه های سنگینی از اداره مملکت، اداره اقتصاد، فرهنگ و جامعه و غیره براتون بازگو می کنند که حظ کنید.


به احتمال بسیار زیاد آدمهایی هستند که انتظار دارند مثلا رییس جمهورشون تحمل هزار جور فحش و بد و بیراه رو هم داشته باشه و برای این قضیه، رسانه ها و انتقادهای مقام برانداز برخی کشورها رو براتون مثال میزنند، در حالیکه نمیتونند ببینند از یک خواننده محبوبشون، نه انتقاد، بلکه یه کار خودش نشون داده بشه و بعد از چند هفته هنوز هم دری و ری هایی رو به عنوان اعتراض به این برنامه میفرستند. شاید هم عده ایشون تصمیم بگیرند یک هواپیما رو به ساختمان این شبکه بکوبند!



۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

این علی دایی فلان فلان!

علی دایی از دسته آدمهاییه که درباره اون نظرات مختلف و گسترده ای وجود داره. گستره نظرات مردم درباره او از نفرت تمام عیار تا عشق خالص رو شامل میشه. حتما شما هم دیدید افرادی رو که حتی با وجود پرسپولیسی بودن علی دایی رو قبول ندارند و بهش انتقاد دارند. من در این پست قصد ندارم از فوتبال و سیستم فوتبالی علی دایی حرف بزنم، که البته تخصصی هم در اون ندارم، ولی مایلم در مورد شخصیت دایی مطالبی رو بگم.


فکر نمی کنم کسی مخالف این عقیده باشه که علی دایی دارای شخصیتی کمال طلب، با اراده، متکی به نفس و تا حدودی خودبین هست. البته اگر هم کسی مخالف باشه زیاد مهم نیست چون موضوع بحث ما همه اینها نیست. موضوع من بیشتر سر ویژگی آخری هست که گفتم. خیلی ها علی دایی رو به همین دلیل دوست ندارند و البته فقط این نیست. چیزهایی مثل پر رویی، کینه جویی، خودرأیی، جواب سر بالا دادن به افراد و غیره هم هست. ولی من تقریبا با تمام اینها مخالفم.


کسانی که معتقدند علی دایی فردی خودرأی هست، بیشتر به این دلیل این حرف رو می زنند که او رو در شریک کردن نظرات مردم در چیدمان تیم هایی که در اختیار داشته دخیل نمی دونند. مثلا وقتی دایی در تیم ملی بود، کریمی رو دعوت نمی کرد و این به مذاق خیلی از فوتبالی ها خوش نیومده بود و این مساله رو به خودرأیی و کینه جویی او مرتبط می دونستند. ولی سوال اینجاست که آیا مردم جوابگوی برد و باخت تیم هستند یا سرمربی؟ شما کدوم رو ترجیح میدید: اگر تیم خوب نتیجه بگیره ولی ترکیب مورد علاقه متون استفاده نشه یا اینکه تیم نتیجه نگیره ولی ترکیب مورد علاقه استفاده بشه؟


پررویی هم برچسبی هست که به دایی میچسبونند. مثلا علی دایی وقتی میاد جواب گستاخی ها و زیاده روی ها و تکتازی های آدم بی کفایتی مثل شریفی رییس کمیته انضباطی فوتبال رو میده، بعضی ها میگند پر رویی اون باعث شده. چرا؟ چون از اول یاد گرفتند توسری بخورند و در مقابل حرف زور و دری وری و گستاخی ساکت بمونند. به همین دلیل فعل نرمالی مثل ایستادگی در برابر چرند و پرند براشون پررویی محصوب میشه!


ولی نکته مهمی که خیلی دوست دارم بگم اینه که علی دایی معمولا منطقی و خوب حرف میزنه. برعکس باور عموم! مثلا این ویدئو رو که مربوط میشه به بعد از بازی ایران و عربستان که در اون بازی به عربستان باختیم ببینید. از ثانیه 40 به بعد یک خبرنگاری داره یک مشت اراجیف رو شبیه بیانیه های احساسی خاله زنکی بیان می کنه که نتیجه ای فنی و عملی نمیشه از اون گرفت بجز خوراکی برای بحث های پیر زن های نشسته لب جوب!


آقای خبرنگار یک مشت سخنان تهی رو میگه و بعد ساکت میشه. دایی ازش میپرسه سوالتون رو بفرمایید. اون میگه نظر شما رو درباره خداحافظی از تیم ملی میخوام بدونم. من نمیدونم در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی، آیا سوالات باید فقط فنی باشند یا نه؟ و آیا اصلا سوال فنی تعریفش چیه و به چه چیز میگن سوال فنی؟ ولی این رو میدونم که به حاشیه رفتن و چرندگویی روشی بسیار متداول در این کنفرانس ها هست.


برای نشان دادن نادرستی این سوال ها و حرفها میشه پرسید این آقای خبرنگار با چه استدلالی و حکمی میفرماید که من به نمایندگی از طرف همکارانم که در این جلسه هستند حرف میزنم؟ چطور به خودش اجازه میده بگه نباید بیشتر از این با اعصاب مردم بازی بشه؟ کدوم نظر سنجی این رو نشون میده؟ معمولا در ایران خبرنگارها افرادی کم دانش، کم سواد و بی منطق هستند که فقط به دنبال سوژه می گردند. در تمام دنیا لازمه خبرنگار بودن داشتن هوش بالا به همراه سواد کافی در زمینه بحث و استدلال و منطق هست. معلومه اگر شخصی که فاقد این ویژگی ها باشه و روبروی یک شخص حرفه ای که پشت تریبون نشسته قرار بگیره، از عهده پرسش برنمیاد. ولی خب اینیکی ویدئو حرف من رو بیشتر از قبل ثابت میکنه.


باز هم خبرنگاری از راه میرسه و شروع به سرودن یک بیانیه میکنه. ببینید که چطور یک مساله گنگ و مبهم رو به عنوان "جو مثبت" مطرح میکنه. علی دایی هم از اون میخواد که تعریفی از این اصطلاح بیان بشه تا بتونه پاسخ بده. این رایج هست که افراد در بحث و مناظره، بر سر مسائلی گفتگو می کنند که برای دو طرف روشن باشه. در جایی ممکنه از هم تعریفی برای یک موضوع بخواند تا بتونند موضع خودشون رو درباره اون موضوع روشن کنند. حالا اگر تعریفِ چیزی سخت باشه و یا طرف در ذهن خودش تعریف دقیق یا درست اون رو نداشته باشه، با ذکر نمونه این کار رو راحت می کنند.


دایی هم دقیقا همین خواهش رو از آقای خبرنگار میکنه و میخواد که جو مثبت براش تعریف بشه یا حداقل نمونه ای ذکر بشه. خبرنگار میگه همین که شما اینجوری جواب من رو میدید خلاف این مساله هست. خب در اینجا آقای خبرنگار نشون میده اطلاعی از منطق نداره. دایی هم ممکنه ناخواسته و بدون مطالعه یا تحقیق در زمینه منطق این عمل منطقی رو انجام داده باشه، ولی این مهم نیست. مهم اینه که دایی در موردی مورد حمله مخالفان خودش قرار میگیره که این مورد بعکس نشون میده مخالفان اون (در این زمینه خاص) افرادی کم سواد و کم آگاه هستند.


خلاصه اینکه علی دایی در بسیاری مواقع بر خلاف اونچه همه میگن، فردی منطقی، خوش اخلاق، خوش فکر و با پرستیژه. این افراد مقابلش هستند که رو به سخنان یامفت و چرند میارن و در واقع اینها نماینده بخش بزرگی از عوام الناس هستند. چرا که حمایت و پشتیبانی و کف و هورای این عده رو هم به دنبال خودشون میایند!