در دو قسمت اخیر برنامه 7 (12 و 5 آذرماه 89 )که از شبکه سه پخش میشه، دعوا بر سر بی بخار بودن و چرند بودن بعضی فیلم های سینمایی بود که البته به بعضی ها بر خورد. حالا کاری به این نداریم که آقایان تهیه کننده برای حمایت از جیب خودشون و دفاع از استقبال بی جهت و توجیه ناپذیر عموم از این فیلم های صد من یک غاز، چه اراجیفی که نمی گفتند. ولی حرفی که در میان بحث ها بیشتر از همه تو چشم میزد این بود که این برنامه هدفش نقد سازنده نیست و میخواد تخریب کنه و چه و چه!
اونطور که لغتنامه دهخدا می فرماید انتقاد یعنی آشکار کردن عیب شعر بر قائل آن . (از اقرب الموارد). خرده گرفتن . (فرهنگ فارسی معین ) (اِمص ) نقد کردن . (ناظم الاطباء). بِه ْگزینی . خرده گیری . (فرهنگ فارسی معین ). سره گیری . (یادداشت بخط مؤلف ). در انتقاد، شخصی میشینه و عیب و ایراد کار رو میگه. حالا من نمیدونم انتقاد سازنده معنیش چی هست ولی فرض کنیم انتقاد سازنده اونی باشه که هدف منتقد، بهبود شرایط توأم با دلسوزی و مهربانی ست. پس اینجا یک مساله جدیدی وجود داره: هدف.
هدف رو شاید نشه تعریف کرد ولی اونچه که روشنه، چیزیست که از قدرت تفکر و تعقل نشأت میگیره. اگر تفکری وجود نداشته باشه تا هدفی رو در نظر بگیره، چنین مفهومی هم وجود نخواهد داشت. برای مثال، ما برای تخته چوبی که روی سطح آب شناور هست و همراه جریان طی طریق میکنه هدف در نظر میگیریم ولی این مساله به خودی خود (فی نفسها) صادق نیست. اگر ما وجود نداشتیم در اونصورت هدف هم وجود نداشت.
از طرفی برداشت های هر یک از ما، آموخته هامون، فرهنگمون، دانشمون و خیلی مسائل دیگه در جهت گیری فکری ما تأثیر داره که باعث میشه ما هر یک از دیگری متمایز باشیم. بنابر این نوع نگاه ماها به یک مساله فرق میکنه و به همین دلیل هم نوع هدفی که از خیلی امور در نظر میگیریم فرق میکنه. زیبایی هنر در واقع همینه که نگاه های گوناگون رو نفی نمیکنه و همه رو با هم می پذیره و به نوعی پلورالیسم رو ارج می گذاره. مثلا هر کسی میتونه برداشتی از تابلوی مونالیزا داشته باشه. یکی بگه اون دوست دختر داوینچی بوده، یکی بگه معشوقه از دست رفتش بوده و ...
نتیجه اینکه چیزی به نام انتقاد سازنده تنها به دید افراد بر می گرده و البته دست آویزی هست برای اینکه صاحبان قدرت (مثل اون گردن کلفت های سینما) در برابر منتقدان که گیر و گور و اشکال کارهای کوچه بازاریشون رو نشون میدند، به برچسب زنی و اتهام زنی بپردازند. سازنده بودن یا نبودن یک انتقاد نه به ساختار اون، نه به روش اون و نه به لحن و ادبیات اون بستگی نداره. تنها به مغز طرف و صد البته به منافع طرف بستگی تام داره.
اونطور که لغتنامه دهخدا می فرماید انتقاد یعنی آشکار کردن عیب شعر بر قائل آن . (از اقرب الموارد). خرده گرفتن . (فرهنگ فارسی معین ) (اِمص ) نقد کردن . (ناظم الاطباء). بِه ْگزینی . خرده گیری . (فرهنگ فارسی معین ). سره گیری . (یادداشت بخط مؤلف ). در انتقاد، شخصی میشینه و عیب و ایراد کار رو میگه. حالا من نمیدونم انتقاد سازنده معنیش چی هست ولی فرض کنیم انتقاد سازنده اونی باشه که هدف منتقد، بهبود شرایط توأم با دلسوزی و مهربانی ست. پس اینجا یک مساله جدیدی وجود داره: هدف.
هدف رو شاید نشه تعریف کرد ولی اونچه که روشنه، چیزیست که از قدرت تفکر و تعقل نشأت میگیره. اگر تفکری وجود نداشته باشه تا هدفی رو در نظر بگیره، چنین مفهومی هم وجود نخواهد داشت. برای مثال، ما برای تخته چوبی که روی سطح آب شناور هست و همراه جریان طی طریق میکنه هدف در نظر میگیریم ولی این مساله به خودی خود (فی نفسها) صادق نیست. اگر ما وجود نداشتیم در اونصورت هدف هم وجود نداشت.
از طرفی برداشت های هر یک از ما، آموخته هامون، فرهنگمون، دانشمون و خیلی مسائل دیگه در جهت گیری فکری ما تأثیر داره که باعث میشه ما هر یک از دیگری متمایز باشیم. بنابر این نوع نگاه ماها به یک مساله فرق میکنه و به همین دلیل هم نوع هدفی که از خیلی امور در نظر میگیریم فرق میکنه. زیبایی هنر در واقع همینه که نگاه های گوناگون رو نفی نمیکنه و همه رو با هم می پذیره و به نوعی پلورالیسم رو ارج می گذاره. مثلا هر کسی میتونه برداشتی از تابلوی مونالیزا داشته باشه. یکی بگه اون دوست دختر داوینچی بوده، یکی بگه معشوقه از دست رفتش بوده و ...
| مونالیزا اثر داوینچی، شاخص ترین اثر هنری در موزه لوور - ویکی پدیا |