یک سری آدما هستن که منتظرن تو یه حرفی از دهنت خارج بشه که اونا یه چیزی بالاش بگن. گرفتید که چی میگم؟ دنبال فرصت میگردن که خودشون رو به جمع معرفی و اثبات کنند. هنوز نگرفتی چی شد؟
فرض کن نشستی با دوستان داری در مورد یک کار تخصصی، مثلا یک زمینه تاریخی که نیازه در اون مورد مطالعه حسابی کرده باشی تا بتونی حتا حرفشو بزنی گپ میزنی. منظورم این نیست که صاحب رأی و عقیده هستی، بلکه فقط داری مطالعاتتو به اشتراک میذاری. یکهو یکی میپره وسط حرفات و میگه که در این مورد خاص بهتر بود این کار صورت می گرفت و به نظر من اشتباه اون جریان این بود و .... .
اغلب یک سری حرف های کلی و مبهم، بدون پشتوانه فکری و مطالعاتی از دهان این آدمها خارج میشه. از حرف هاشون میتونی بفهمی طرف داره از روی باد معده حرف میزنه یا از روی فکر و اندیشه. همینجوری بیخودی میخواد خودشو در جمع، مهم و موثر و صاحب نظر جلوه بده. من دور و برم اینجور افراد زیاد دیدم.
نیمچه تجربه ای که حاصل کردم بهم فهمونده که این آدمها از اونجهت که زیاد حال و حوصله مطالعه و پژوهش ندارند، بنابر این درجا میزنند و در حالیکه تو دنیای امروز هر لحظه داره به حجم اطلاعات و آگاهی ها اضافه میشه، اینها همون آدم قبلی میمونن. بنابر این در اغلب جاها چنته خالیه و نمیتونن چیزی بگن که در موردش کار کرده باشن. به جاش یک سری جملات دو پهلو و نامفهوم میگن. اگر هم بهشون ایراد بگیری و در موردش تذکر بدی حرفشون رو همسو با شما نشون می دن. در هر جمعی که میشینن چهارتا حرف یادشون میمونه و میرن تو جمع بعدی این رو تکرار می کنن.
من حالم حسابی از این آدما به هم میخوره. نمیدونمم باید چکارشون کرد. شده چندبار از بس حرف مفت شنیدم زدم به پرشون، ولی بارها و بارها در بیشتر موارد سکوت کردم و بحث رو ادامه ندادم. آدمی که لیاقت نداره حرف حساب بشنوه و داره روضه میخونه، همون بهتر که باهاش هم صحبت نشی. شما که ازوناش نیستی؟
فرض کن نشستی با دوستان داری در مورد یک کار تخصصی، مثلا یک زمینه تاریخی که نیازه در اون مورد مطالعه حسابی کرده باشی تا بتونی حتا حرفشو بزنی گپ میزنی. منظورم این نیست که صاحب رأی و عقیده هستی، بلکه فقط داری مطالعاتتو به اشتراک میذاری. یکهو یکی میپره وسط حرفات و میگه که در این مورد خاص بهتر بود این کار صورت می گرفت و به نظر من اشتباه اون جریان این بود و .... .
اغلب یک سری حرف های کلی و مبهم، بدون پشتوانه فکری و مطالعاتی از دهان این آدمها خارج میشه. از حرف هاشون میتونی بفهمی طرف داره از روی باد معده حرف میزنه یا از روی فکر و اندیشه. همینجوری بیخودی میخواد خودشو در جمع، مهم و موثر و صاحب نظر جلوه بده. من دور و برم اینجور افراد زیاد دیدم.
نیمچه تجربه ای که حاصل کردم بهم فهمونده که این آدمها از اونجهت که زیاد حال و حوصله مطالعه و پژوهش ندارند، بنابر این درجا میزنند و در حالیکه تو دنیای امروز هر لحظه داره به حجم اطلاعات و آگاهی ها اضافه میشه، اینها همون آدم قبلی میمونن. بنابر این در اغلب جاها چنته خالیه و نمیتونن چیزی بگن که در موردش کار کرده باشن. به جاش یک سری جملات دو پهلو و نامفهوم میگن. اگر هم بهشون ایراد بگیری و در موردش تذکر بدی حرفشون رو همسو با شما نشون می دن. در هر جمعی که میشینن چهارتا حرف یادشون میمونه و میرن تو جمع بعدی این رو تکرار می کنن.
من حالم حسابی از این آدما به هم میخوره. نمیدونمم باید چکارشون کرد. شده چندبار از بس حرف مفت شنیدم زدم به پرشون، ولی بارها و بارها در بیشتر موارد سکوت کردم و بحث رو ادامه ندادم. آدمی که لیاقت نداره حرف حساب بشنوه و داره روضه میخونه، همون بهتر که باهاش هم صحبت نشی. شما که ازوناش نیستی؟
